چند متن (شعر)زیبا از آهنگهای معین صدای عشق
معما
تن رود همهمه اب, من پراز وسوسه خواب
واسه رویای رسیدن من بی حوصله بی تاب
میون باور و تردید میون عشق و معما
با تو هر نفس غنیمت با تو هر لحظه یه دنیا
با تو پرشور و نشاطم تو هیاهوی نگاتم
تو یه اواز قشنگی من تو اهنگ صداتم
مثل خنده رو لباتم مثل اشک رو گونه هاتم
تو رو می بوسم انگار شاعر شعر چشاتم
دشت پونه های وحشی رنگ التماس و خواهش
موج خاکستری باد شعله گرم نوازش
بیا گل واژه ی عشقو با تو همصدا بخونم
تو رو دوست دارم و ایکاش تا ابد با تو بمونم
فرداما ز فردا نگرانیم، که فردا چه کنیم
زیر این بار گرانیم که جان را چه کنیم
تو ز من ثانیه هایی که نه ازان من است می خواهی
آتشی را که نَه در جان من است می خواهی
روزگار روز مرا پیش فروشی کرده
دل بیدار مرا پیر خراشی کرده
هیچ در دست ندارم کهبه تو عرضه کنم
چه کنم نیست هوایی که دلی تازه کنم
قصد من نیت آزار نبود، جنس من در خور بازار نبود
جنسم ازخاک و دلم خاکی تر
روح من از تو ز من شاکی تر
جنسم ازرنگ طلا بود و نه ازجنس طلا
دل گرفتار بلا و سزاوار بلا
عشق موندگار
روی رقص شاپرک زیر بارون چشات
دل من می لرزه واسه بوسه رو لبات
روی اسب بالدار پای تنها تک سوار
عشق رویایی من تویی عشق موندگار
فصل بارون و عشق رو غبار نسترن
من تو عاشق هم توی خواب گمشدن
شعلی وحشی عشق بی گناه و بی صدا
یه ترانه وسوسه رنگ سرخ غروبا
با حضور ارزو لحظه های دم به دم
هم قطار خاطره همیشه دنبال هم
کفش جنگلای سبز پای جاده های دور
توی تاریکی راه، رنگ چشمهات مثل نور
ای آنکهای آنکه به جز تو هوایی به سرم نیست
کسی در نظرم نیست
جز یاد عزیزت . جز یاد عزیزت . کسی همسفرم نیست
مرا یار دگر نیست
قدر تو و احساس تو رو کسی نفهمید
دلت ازهمه رنجید
از عالم و آدم همه جا رنگ و ریا دید
دلت ازهمه رنجید
من مثل تو ازدست همه رنج کشیدم
به جز غصه ندیدم
یک جرعه وفاازلب دریا طلبیدم
لب تشنه دویدم
ای تو نایاب . گوهر ناب
راز مخمل . ترمه خواب
ای توهمدل . ای تو همدرد
عاقبت عشق ازتو گل کرد
عاشقم من . عاشق تو
ای تو تنها خوب دنیا
با تو دارم گفتنیها
ای آنکه به جز تو هوایی به سرم نیست
کسی در نظرم نیست
جز یاد عزیزت . کسی همسفرم نیست
مرا یار دگر نیست
ای وفادار . نازنین یار
ای نشسته بر دلت خار
ای بریده ازمن و ما
از گذشته مانده تنها
عاشقم من . عاشق تو
ای تو تنها خوب دنیا
با تو دارم گفتنیها
ای آنکه ازجز تو هوایی به سرم نیست
کسی در نظرم نیست
جز یاد عزیزت ,کسی همسفرم نیست
مرا یار دگر نیست
سوز دل
من اگرعاشق نباشم ازخودم سیرم
من اگر عاشق نباشم زود می میرم
سینه سردش پیش ماست
لبریز دردش پیش ماست
همسفر اتش کجاست
همسفر اتش کجاست
سفره ی دل خالی و بی روزی است
سینه ام محتاج اتش سوزی است
نازنین تو همرهی با راز داران می کنی
اتشی را زیر خاکستر تو پنهان می کنی
من که خود درمعبد دلدادگان ایینه ام
تل خاکستر نمی خواهم درون سینه ام
تو دیونه رفتی
تو دیونه رفتی یه شب بی نشونه
تو خواستی که قلبم پریشون بمونه
واست گریه ی من دیگه بی امونه
دل ازدرد عشقم یه دریای خونه
می خوام با تو باشم ، می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولی نازنینم . چگونه چگونه . چگونه چگونه
من ازسبزه سبزم ،ولی خسته خسته
من ازشهر عشقم ،ولی دل شکسته
می گفتم یه ابری ، یه هم رنگ بارون
یه بارون رحمت ، واسه سبزه زارون
می خوام با تو باشم ، می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولی نازنینم . چگونه چگونه . چگونه چگونه
می خواستم بگم من که عاشق ترینم
تو فرصت ندادی . تو فرصت ندادی . تو فرصت ندادی
می خواستم بگم من که عاشق ترینم
تو فرصت ندادی . تو فرصت ندادی . تو فرصت ندادی
حقیقت چه تلخه . چه تلخ شکستنحقیقت همینه که رفتی تو بی من
که رفتی تو بی من
من ازسبزه سبزم ،ولی خسته خسته
من ازشهر عشقم .ولی دل شکسته
می گفتم یه ابری ، یه هم رنگ بارون
یه بارون رحمت ، واسه سبزه زارون
می خوام با تو باشم ، می خوام با تو باشم هنوز عاشقونه
ولی نازنینم . چگونه چگونه . چگونه چگونه